الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
70
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
فيما يناسب 1 ) ما وضع له 2 ) . . . انه بالطبع 3 ) . . . بحسن الاستعمال فيه 4 ) و نه وضع ماده كه از هيئت آن غمض عين شده ، بلكه مراد وضع نوعى است كه هم از نوع و هم از هيئت آن غمص عين شده است . براى روشن شدن مطلب براى هريك مثالى مىزنيم : الف ) وضع شخصى : مثل جايى كه واضع لفظ را با در نظر گرفتن ماده و هيئت مشخص ، براى معناى قرار مىدهد ، مانند اعلام شخصيه ب ) وضع نوعى كه فقط هيئت در آن ملحوظ است : يعنى واضع در هنگام وضع فقط هيئت خاصى ، مثل فعل را در نظر مىگيرد اما از لحاظ ماده هيچگونه محدوديتى قائل نشده ، مىخواهد مادهى ( ك ت ب ) در هيئت فعل ظاهر شود يا ماده ( ض ر ب ) . ج ) وضع ماده كه از هيئت آن غمض عين شده : يعنى واضع در هنگام وضع فقط مادة خاصى مثل ( ن ص ر ) را در نظر مىگيرد اما از لحاظ هيئت هيچ محدوديتى قائل نشده است مىخواهد اين ماده به شكل ناصر ظاهر شود يا نصر يا ينصر د ) وضع نوعى : يعنى واضع هنگام وضع هم از لحاظ ماده صرفنظر كرده و هم از لحاظ هيئت مثلا واضع مىگويد هرجا ميان معنى و لفظ علاقهاى ، از علائق مشهوره بود شما جايز هستيد لفظ را در آن معنى استعمال كنيد . 1 ) منظور مشبه است مثلا رجل شجاع 2 ) منظور مشبه مىباشد به مثلا شير 3 ) ضمير به صحت استعمال برمىگردد 4 ) ضمير به معنى برمىگردد